عمومی

نقاط ضعف چین در رقابت با آمریکا

چین با جمعیتی بالغ بر یک و نیم میلیارد نفر و با موقعیت قاره ای و اقیانوسی، نه تنها چالش اصلی تسلط ایالات متحده در سیستم جهانی است، بلکه پتانسیل تبدیل شدن به یک کشور نادر را نیز دارد. قدرت در انسانیت تاریخ. امروزه ابعاد سرزمینی، جمعیتی و تاریخی آن، همراه با اقتصاد رو به رشد و عظیم آن، ممکن است هژمونی درازمدت و شکست ناپذیر به نظر برسد. با این حال، چین با تمام نقاط قوتش خالی از ضعف نیست. نقاط ضعفی که امروزه بر توانایی چین برای دستیابی به اهداف و تدارکات لازم برای شکست و جانشینی ایالات متحده سایه افکنده است.

در طول دهه گذشته و با به قدرت رسیدن شی جین پینگ، که برخی سیاست‌هایش را سومین انقلاب چین پس از مائو و دنگ شیائوپینگ می‌دانند، پکن از یک سو جاه‌طلبی برای گسترش نفوذ خود و به چالش کشیدن نفوذ و حضور داشته است. سازمان ملل متحد از سوی دیگر دولت ها در حال افزایش هستند. طرح “کمربند و جاده” شی جین پینگ که خود نام تجاری آن است، بیانگر جاه طلبی او برای تبدیل چین به یک قدرت اقتصادی مسلط، یا به عبارت دیگر، یک مرکز تجارت بین المللی، توجه جهانی را به خود جلب کرده است. توجه طرحی که با اختصاص یک تریلیون دلار می توان آن را بزرگترین طرح اقتصادی تاریخ نامید. چین همچنین در توسعه قدرت فضایی و سایبری و همچنین بازسازی نیروی دریایی و هوایی خود پیشرفت چشمگیری داشته است. اما با وجود همه این جهش ها، چین هنوز شانسی برای رقابت با آمریکا برای رهبری جهانی ندارد. حداقل در میان مدت. در سال 2012، چین پس از ژاپن دومین اقتصاد بزرگ جهان شد و در سال 2018 از نظر تولید ناخالص داخلی و شاخص برابری قدرت خرید، 24 تریلیون دلار از آمریکا پیشی گرفت. -12 درصد در سال که بیش از یک دهه ادامه داشته است. در کنار این رشد اقتصادی حیرت‌انگیز که با نیروی کار ارزان و قوانینی که سرمایه‌گذاری خارجی را همراه با باز شدن بازارهای صادراتی جذب کرده است، پکن اکنون شریک تجاری شماره یک بیش از نیمی از کشورهای جهان است. با این وجود، ناظران چینی هشدار می دهند که دوران شکوفایی اقتصادی چین به پایان رسیده است. نرخ رشد اقتصادی چین به 4 درصد یا کمتر کاهش یافته است و دسترسی چین به بازارهای بین المللی با تسریع شکاف اقتصادی بین چین و ایالات متحده که نزدیک به هشتصد میلیارد دلار تجارت سالانه را تضمین می کند، محدود خواهد شد. با ناامیدی از اینکه تجارت آزاد آمریکا در نهایت به آزادی های سیاسی و اجتماعی در چین سرایت خواهد کرد، هر دو طرف راه را برای وابستگی متقابل اقتصادی دو کشور هموار کرده اند، نه تنها به دلیل سیاست های تجاری جعلی پکن، بلکه تا حد زیادی برای ضرر آمریکا. چین اقتصاد جهان را بلعیده است. بنابراین، جداسازی اقتصاد چین و آمریکا نه تنها دسترسی چین به فناوری های پیشرفته به ویژه رسانه های نیمه رسانه ای را دشوار می کند، بلکه با ابتکارات واشنگتن مانند اعمال تعرفه های تجاری و تشویق دیگران به تحریم کالاها و سرمایه های چینی نیز مشکل ایجاد می کند. این می تواند به اقتصاد چین آسیب برساند. به هر حال، علیرغم تلاش‌های پکن برای افزایش قدرت نرم خود، به نظر می‌رسد که بخش قابل توجهی از این کشور همچنان نگران نیات چین از جمله گسترش به اصطلاح «تله بدهی» هستند. سینوفوبیا به وضوح در حال تبدیل شدن به یک احساس غالب در میان کشورهایی است که همسایه یا تحت تأثیر نفوذ اقتصادی چین هستند. در حالی که کشورها از چین در برابر سلطه سیاسی و اقتصادی غرب استقبال می کنند، این احساسات با ترس از سلطه اقتصادی چین متعادل می شود. برای کشورهای اوراسیا، هژمونی چین ممکن است خطرناک تر از ایالات متحده باشد. قدرت‌هایی که دسترسی آسان به دریاها یا نزدیک به دریاها در اوراسیا دارند به مراتب قدرتمندتر از قدرت‌های دریایی در دورست هستند و این قانون شامل مورد چین نیز می‌شود.

چین با داشتن شرکای تجاری در سراسر جهان، فاقد شبکه ای از متحدان است که مایل به همکاری علیه دشمنان مشترک هستند. اکثر همسایگان چین ترجیح می دهند روابط تجاری سودمند با پکن را حفظ کنند، اما در عین حال، به دلیل نگرانی های فزاینده در مورد نفوذ و قدرت غیرقابل توقف چین، خود را نیازمند حمایت آمریکا نمی بینند. همانطور که کالین کال معاون وزیر دفاع ایالات متحده در 18 نوامبر اشاره کرد، برخلاف چین، ایالات متحده یک شبکه قوی از متحدان در اقیانوس‌های هند و اقیانوس آرام و همچنین در قاره اوراسیا دارد که به درجات مختلف نگرانی‌های آمریکا در مورد ظهور چین را دارند. در اجلاس گفتگوی منامه رقابت بین کشورها نیست، بلکه از طریق ائتلاف ها انجام می شود، روسیه ممکن است مهم ترین شریک استراتژیک پکن در درگیری احتمالی با ایالات متحده باشد، اما آنها به روش های مختلف همکاری می کنند.اقتصادی و نظامی نیز رقیب یکدیگر هستند. مسکو پکن را به عنوان یک شریک باثبات و مایل برای مقابله با ایالات متحده می بیند، اما در نهایت نمی خواهد به روسیه کمک کند تا از نردبان قدرت جهانی که حوزه نفوذ متقابل را باز کرده و ممکن است به گسترش خود ادامه دهد، صعود کند. آینده، او راضی نیست. بنابراین، همانطور که غرب امیدوار است، با کاهش تنش های سیاسی و ژئوپلیتیکی بین غرب و روسیه، این کشور می تواند نقش متعادل کننده ای ایفا کند و به طور مستقیم یا غیرمستقیم به قدرت های غربی برای مهار نفوذ چین کمک کند.

بودجه نظامی چین تقریباً یک سوم رقیب اصلی خود، ایالات متحده است و همچنان از نظر کمی و کیفی عقب است. چین تسلیحات هسته‌ای دارد و ممکن است پیشرفت‌های چشمگیری در مدرن‌سازی زرادخانه هسته‌ای خود داشته باشد، اما این دارایی حداقل در مراحل اولیه جنگ احتمالی با ایالات متحده به پیروزی کمک نمی‌کند، مگر اینکه درباره نابودی متقابل تصمیم‌گیری شود. هزینه. بر اساس مطالعه موسسه رند، این کاستی ها مانع از پیروزی چین در جنگ با آمریکا بر سر تایوان نمی شود، اما الحاق اجباری تایوان به سرزمین اصلی، در حالی که خواسته های پکن برآورده می شود، در میان مدت موثر نخواهد بود. در این سناریو، از آنجایی که اکثریت شهروندان تایوانی مخالف الحاق به چین هستند، سلول‌های مقاومت در تایوان پس از این رویداد همچنان وجود خواهند داشت و پتانسیل ناآرامی در این کشور را افزایش می‌دهند. یک اقدام جسورانه این می تواند انگیزه همسایگان چین را برای مهار کشور و حل و فصل کشورهایی که تمایلی به پیوستن به ائتلاف های متعادل کننده به رهبری ایالات متحده نداشته اند، افزایش دهد. این برای یک قدرت نوظهور که به منابع انرژی در خطوط دریایی و مکان های دور برای حفظ رشد اقتصادی و امنیت تجاری نیاز دارد دشوارتر است.

این محدودیت ها علیه ضعف جمعیتی چین است. در ظاهر، چین با بیش از یک و نیم میلیارد نفر جمعیت، در دهه های اخیر توانسته است بیش از 500 میلیون نفر را به طبقه متوسط ​​منتقل کند و بیش از دو میلیون نفر را به ارتش بفرستد. . دهه ها سیاست تک فرزندی چین را در معرض خطر پیری جمعیت قرار داده است. طبق آمار رسمی، بین سال های 2020 تا 2035، چین 70 میلیون نفر در سن کار را از دست می دهد و بین سال های 2035 تا 2050، 105 میلیون نفر دیگر به این تعداد اضافه می شود. به ازای هر یک درصد از دست دادن رشد نیروی کار، رشد تولید ناخالص داخلی یک درصد کاهش می یابد. بنابراین، در بلندمدت، توانایی چین برای رقابت با ایالات متحده، که یکی از معدود کشورهایی است که پیش بینی می شود رشد جمعیت را برای دهه های آینده حفظ کند، کاهش خواهد یافت. بر اساس کتاب هال برندز و مایکل بکلی «منطقه خطر: آینده درگیری با چین»، پکن با توجه به فرصت محدودی که برای پیشی گرفتن از ایالات متحده و تبدیل شدن به قدرت شماره یک جهان دارد، ممکن است سعی کند از زمان باقی مانده استفاده کند. تسریع ایده های ژئوپلیتیکی خود، از جمله الحاق اجباری تایوان. به نظر می رسد سند استراتژی امنیت ملی دولت بایدن نیز این چارچوب زمانی را به پایان دهه جاری محدود کرده است. پروژه وعده داده شده رهبر سالخورده شی جین پینگ “جوان سازی ملی چین” می تواند برای سال ها، شاید حتی دهه ها، بدون یک ماجراجویی نظامی بزرگ ادامه یابد، اما مشخص نیست که حزب کمونیست پس از مرگ شی چگونه پیش خواهد رفت. عمدتاً برای اینکه بتواند ثبات و تداوم میراث خود را حفظ کند. چه چین تصمیم بگیرد که بر سر تایوان با ایالات متحده مقابله کند و قدرت خود را در دریاهای جنوب و شرق تحکیم کند یا زمان بیشتری را برای رویارویی نهایی بخرد (اگر چنین شود)، این قدرت نوظهور از نقاط ضعف خود رنج خواهد برد. برای پکن دشوارتر است که در این مسیر دشوار به خطر بیفتد.

311311

دکمه بازگشت به بالا